من پر از وسوسه حرکات جدیدم ، پرواز بر فراز کوهها ؛ بدون بال و دویدن برسطح دریاها بدون پا ، آتش زدن شب و روشنی بخشیدن به تاریکی ها ، من پر از بغضهای نشکفته ام و اعمال ناکرده ، آنجا ؛ انتهای زندگی که مرگ به آوازی خوش ترانه می خواند و نیلوفران به رقص باد آواز می خوانند . ..
آه شیطان ! تو را چگونه دیاری لازم است ، بی خدایان . تو چه زیبا آواز می خوانی و چگونه ترانه سر می دهی : « مرگ بر خدای پوشالی »
چهره شهوت برانگیزت را برتمامی انسانها بگشا ، سرودت را دوباره بخوان : « مرگ بر خدای پست هیچ انگار که تظلم تعظیم مقابل بی فکری را تحمیل کرد ، مرگ برقهارخون آلود که جنگ وفقرو تبعیض را پراکند و تا به ابد حسرت تعظیم تورا به دوش خواهد کشید .
2006/03/16 09:56:59 ق.ظ
آه شیطان ! تو را چگونه دیاری لازم است ، بی خدایان . تو چه زیبا آواز می خوانی و چگونه ترانه سر می دهی : « مرگ بر خدای پوشالی »
چهره شهوت برانگیزت را برتمامی انسانها بگشا ، سرودت را دوباره بخوان : « مرگ بر خدای پست هیچ انگار که تظلم تعظیم مقابل بی فکری را تحمیل کرد ، مرگ برقهارخون آلود که جنگ وفقرو تبعیض را پراکند و تا به ابد حسرت تعظیم تورا به دوش خواهد کشید .
2006/03/16 09:56:59 ق.ظ

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی